سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حدیث دل
سلام


حضرت زهرا سلام الله علیها شب و روز در بستر بیماری بر فقدان پدر و بی وفایی امت اشک میریخت در این حال غاصبین خلافت که خود باعث این همه گریه بودند پیامی فرستادند که حضرت کمتر صدا به گریه بلند کند!
از سوی دیگر روزی بزرگان مدینه نزد امیرالمومنین امدند و به جای تسلیت و دلداری گفتند:
یا باالحسن فاطمه شب و روز گریه میکند و ما شبها نمیتواتنیم استراحت کنیم و روزها بر سر شغلهایمان ارامش نداریم فاطمه با گریه هایش مارا اذیت
 میکند.
ما این را به تو گفتیم تا ازفاطمه بخواهی یا شب گریه کند وروز ساکت باشد ویا روز گریه کند و شب آرام بگیرد!!!
امیرالمومنین نزد همسرش امد و پیام انان را رساند اما حضرت زهرا سلام الله علیهافرمود:
وا ابتاه یا رسول الله آیا از گریه بر تو نیز منع میشوم؟ به خدا قسم هرگز یا ابالحسن من چند روزی بیش در میان اینان نخواهم بود و خیلی زود از بین مردم خواهم رفت به خدا سوگند شب و روز از گریه ساکت نمیشوم
تا به پدرم ملحق شوم
در پاسخ به این پیام اهل مدینه حضرت زهرا تصمیم گرفت روزها بیرون از شهر و شبها در خانه گریه کند . این بود که هر روز دست حسنین علیه السلام را میگرفت و از خانه خارج میشد و از بقیع عبور میکرد و زیر درختی که بیرون مدینه بود میرفت و تاشب گریه میکرد هنگام شب امیرالمومنین می امد و حضرت را به خانه باز میگرداند پس از چند روز عده ای از طرفداران سقیفه آن درخت را قطع کردند وحضرت آنروز را زیر افتاب نشست و گریست شب که امیرالمومنین رفت تاهمسرش را به خانه بیاورد و دید درخت قطع شده رو به آسمان کرد و فرمود:
خدایا تو شاهد بر هر نجوا و آگاه بر هر شکایتی هستی خدایا میبینی که با اهل بیت پیامبر و وصی او چه میکنند......
احقاق الحق ج10ص438
بحارالانوارج43

 
التماس دعا

[ چهارشنبه 91/1/30 ] [ 2:44 عصر ] [ محسن مجیدی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

درمورد حدیث کساء و حضرت زهرا(س)
موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 11
بازدید دیروز: 7
کل بازدیدها: 77394