حدیث دل |
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ... برگرفته از وبلاگ کوثر 21 [ جمعه 86/6/23 ] [ 3:45 عصر ] [ محسن مجیدی ]
[ نظر ]
|
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |